سواد تربیتی (بخش هفتم)

  • Home
  • سواد تربیتی (بخش هفتم)
Shape Image One
سواد تربیتی (بخش هفتم)

احمد ایزدی

ج_ هوش و تربیت
یکی از علاقه مندی های والدین آن است که خداوند به آنها فرزندان با هوش بدهد. معمولاً بعد از تولد نیز، والدین هنگام تعریف و تمجید از کودک خود، با ذکر علایمی تلاش می کنند تا باهوش بودن فرزند خود را به رخ دیگران بکشند.
شاید هیچ مفهومی در ادبیات روان شناسی به اندازه هوش مورد سواستفاده قرار نگرفته باشد. شوربختانه تعدادی از مربیان و والدین با اندک سواد تربیتی، مشکلات یادگیری دانش آموزان را در مرتبه نخست به هوش آنها نسبت می دهند و زمانی که آنها در یادگیری مهارت یا مفهومی با مشکل روبرو می شوند، آن را به هوش کودکان گره می زنند و با القا صفاتی چون « خنگ» و « کم هوش» به آنها ، مشکلات فراوان تحصیلی ، روان شناختی و اجتماعی برای آنها فراهم می آورند. این در حالی است که بر اساس مطالعات صورت گرفته، مجموعه ای از عوامل آموزشگاهی، خانوادگی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در پیشرفت یا افت تحصیلی دانش آموزان نقش دارند که در این میان نقش هوش بسیار کم‌رنگ تر از سایر عوامل است.

هرچند مباحث مربوط به هوش با هوش شناختی یا همان ضریب هوشی آغاز شد و هنوز هم والدین و مربیان هوش را بیشتر در معنای عقلانی آن بکار می برند، اما امروزه انواع هوش هیجانی، معنوی، مدیریتی و نظایر آن مطرح و مدل سازی شده است .جناب آقای دکتر عمر اوطمیشی از اساتید حوزه جامعه شناسی تعلیم و تربیت کشورمان در بحث مربوطه به شخصیت از هشت ضریب برای تبدیل « فرد» به « شخص» نام برده است. با این حال هنوز نظام تربیتی، مربیان و والدین بیشتر به هوش شناختی ( بهره هوشی) توجه دادند و تمام تلاش خود را در جهت رشد آن بکار می برند. این در حالی است که مشاهده وضعیت فارغ‌التحصیلان دانشگاه های ممتاز کشور و نیز مطالعات صورت گرفته در دنیا نشان می دهند که هوش های دیگری همچون هوش مدیریتی ، معنوی و هیجانی در موفقیت و بهروزی انسانها به مراتب سهم بیشتری از هوش شناختی دارند و این در حالی است که والدین و نظام تربیتی در ایران توجه چندانی به رشد آنها ندارند. بشر امروز برای بهزیستی بیشتر از دانش و علم نیازمند همدلی، انصاف، گفتگو، مهرورزی، مهربانی و از خودگذشتگی است که نظام های تربیتی و والدین کمتر به رشد آنها توجه دادند.

اشتباه دیگری که متاسفانه صورت می‌گیرد آن است که برای رشد دانش آموزان پر هوش ، آنها را دچار پدیده آسیب زای « پر آموزی» می کنند. به این صورت که اگر دانش آموزانی با هوش معمولی، یک کتاب فیزیک می خوانند، این افراد باید سه کتاب فیزیک بخوانند و این آغاز مشکلاتی است که بسیاری از دانش آموزان تیز هوش آن را تجربه کرده و اضطراب و استرس ناشی از رقابت با دیگر دانش آموزان زندگی فردی و اجتماعی آنها را دچار بحران کرده است.
افراد با هوش در معرض انزوای اجتماعی، غرور، خود خواهی و خود بزرگ بینی از یک سو و مشکلات شخصیتی از سوی دیگر قرار دارند. مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که عموماً شخصیت های ضد اجتماعی از ضریب هوشی بالایی برخوردار هستند. بنابراین شایسته است که والدین و نظام تربیتی، بجای تلاش برای رقابت و به جان هم انداختن دانش آموزان پرهوش برای یادگیری مفاهیم علمی، برنامه های جدی برای رشد اجتماعی و اخلاقی آنها طراحی و اجرا نمایند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − شانزده =